ریشه‌یابی ترس‌های كودكی

ریشه‌یابی ترس‌های كودكی

سلامت-آیا كسانی را می‌شناسید كه از ترس‌های شبانه دوران كودكی، اشباح و صداهای خوفناك خاطره‌ای نداشته باشند؟ شناخت ترس‌های كودك در مراحل مختلف زندگی به شما والدین عزیز كمك خواهد كرد فرزندتان را آرام كنید و اشباح را سر جایشان بنشانید. ترس‌های كودك پیش از یك سالگی
از زمان تولد تا سه ماهگی: صداهای ترسناك و سقوط: در این سن تمامی حس‌های كودك كار می‌كند. صداهای ناگهانی و ترس از افتادن، همواره برای وی نگران‌كننده است. به محض آنكه كودك شما قدرت درك پیدا كرد، منشا صداها را به او نشان دهید و هنگامی كه بغلش می‌كنید، دور كمر و سرش را به گونه‌ای در آغوش نگه دارید تا نگران افتادن نباشد.
از سه ماهگی تا یك سالگی: جدایی از والدین و ترس از غریبه‌ها: كودك در این سن از جدایی می‌ترسد. گرچه این ترس معمولا در سه سالگی از بین می‌رود اما در هفت سالگی و با رسیدن كودك به سن مدرسه، بار دیگر آغاز می‌شود. كمك به كودك برای آنكه با اضطراب جدایی از والدین كنار بیاید كار سخت و طاقت‌فرسایی است. آموختن استقلال، درسی است كه از هنگام تولد آغاز می‌شود و تا آغاز نوجوانی ادامه می‌یابد. تنها راه كاستن از این اضطراب، گفتن جملاتی اطمینان‌دهنده و آرامش‌بخش از سوی والدین است. جملاتی مثل <حتما میام دنبالت>، <خودم مراقبت هستم>‌‌و...
كودك در این سن با دیدن قیافه‌های آشنا می‌خندد و با دیدن غریبه‌ها گریه می‌كند. این ترس نشانه خوبی است. او از حالا به بعد آشنا را از غریبه تشخیص می‌دهد. هرگز كودك را مجبور نكنید به سمت یك شخص غریبه یا كسی كه او را می‌ترساند، برود. به او فرصت دهید و كم‌كم با غریبه‌ها آشنا شود.
ترس‌های یك تا سه سالگی
ریشه‌یابی ترس‌های كودكی
سلامت-آیا كسانی را می‌شناسید كه از ترس‌های شبانه دوران كودكی، اشباح و صداهای خوفناك خاطره‌ای نداشته باشند؟ شناخت ترس‌های كودك در مراحل مختلف زندگی به شما والدین عزیز كمك خواهد كرد فرزندتان را آرام كنید و اشباح را سر جایشان بنشانید.ترس‌های كودك پیش از یك سالگی
از زمان تولد تا سه ماهگی: صداهای ترسناك و سقوط: در این سن تمامی حس‌های كودك كار می‌كند. صداهای ناگهانی و ترس از افتادن، همواره برای وی نگران‌كننده است. به محض آنكه كودك شما قدرت درك پیدا كرد، منشا صداها را به او نشان دهید و هنگامی كه بغلش می‌كنید، دور كمر و سرش را به گونه‌ای در آغوش نگه دارید تا نگران افتادن نباشد.
از سه ماهگی تا یك سالگی: جدایی از والدین و ترس از غریبه‌ها: كودك در این سن از جدایی می‌ترسد. گرچه این ترس معمولا در سه سالگی از بین می‌رود اما در هفت سالگی و با رسیدن كودك به سن مدرسه، بار دیگر آغاز می‌شود. كمك به كودك برای آنكه با اضطراب جدایی از والدین كنار بیاید كار سخت و طاقت‌فرسایی است. آموختن استقلال، درسی است كه از هنگام تولد آغاز می‌شود و تا آغاز نوجوانی ادامه می‌یابد. تنها راه كاستن از این اضطراب، گفتن جملاتی اطمینان‌دهنده و آرامش‌بخش از سوی والدین است. جملاتی مثل <حتما میام دنبالت>، <خودم مراقبت هستم>‌‌و...
كودك در این سن با دیدن قیافه‌های آشنا می‌خندد و با دیدن غریبه‌ها گریه می‌كند. این ترس نشانه خوبی است. او از حالا به بعد آشنا را از غریبه تشخیص می‌دهد. هرگز كودك را مجبور نكنید به سمت یك شخص غریبه یا كسی كه او را می‌ترساند، برود. به او فرصت دهید و كم‌كم با غریبه‌ها آشنا شود.
ترس‌های یك تا سه سالگی
از یك تا دو سالگی: غیرمنطقی بودن قدرت‌ها
كودك، در این سن، كمی تخیلی است. همواره می‌ترسد ناپدید شود بدون آنكه ردی از او باقی بماند. او نمی‌تواند حقیقت را از تخیل تشخیص دهد. به همین دلیل همواره می‌ترسد آب حمام او را با خود ببرد، درون چاه توالت بیفتد یا جاروبرقی او را ببلعد! والدین باید تمامی این پدیده‌ها را برای كودك خود توضیح دهند. به او نشان دهند، یك جاروبرقی چگونه روشن و خاموش می‌شود و در نهایت اشیایی كه جاروبرقی به درون می‌كشد، در كجا جمع می‌شوند. اشیای درون پاكت جارو را بیرون آورده و اندازه‌ها را به كودك نشان دهند.
از دو تا سه سالگی: تاریكی
ترس از تاریكی تقریبا ترسی شایع است. تخیل كودك در این مورد بسیار خوب كار می‌كند. تخیل، جدایی از والدین و تاریكی در این سن دست به دست هم داده و كودك را وحشت‌زده می‌كنند. هرگز به ترس كودكتان نخندید. شب كه می‌شود در اتاقش را كمی باز بگذارید تا روشنایی راهرو، اتاقش را كمی روشن كند. در صورت لزوم چراغ خواب را در جایی قرار دهید كه ایجاد سایه‌های بلند نكند. در صورتی كه كودك شما نصف شب از خواب پرید و ترسید، كنارش بنشینید و بگویید:< بابا و مامان اینجان، خرس كوچولو رو محكم بغل كن و بخواب، هیچ اتفاقی نمی‌افته.>
كودك وقتی به شش سالگی نزدیك می‌شود، فكرهای وحشت‌آور را از خود دور می‌كند و كم‌كم ترسش از تاریكی می‌ریزد.
از سه تا شش سالگی
مخلوطی از ترس‌ها
در این سن، كودك، موجودی بسیار ترسو است. از همه بدتر اشباح و غول‌های زیر تخت، درون كمد، پشت در، پنجره و... او را می‌ترسانند.
استفاده از پودرهای غول‌كش! یا عطرهای شكار اشباح! برای تلقین به كودك كه او برنده ماجراست، كافی است. در این باره زیاده‌روی نكنید. به كودكتان بفهمانید كه این موجودات تخیلی هستند و ترس او وقتی بزرگ‌تر شود، از بین می‌رود.
بیماری یا مرگ والدین
زندگی، تولد، بیماری و مرگ، از جمله موضوعات جالب برای كودك در این سن است. او خیلی زود می‌فهمد كه مرگ برای همه پیش می‌آید و این مساله او را می‌ترساند. معمولا در این سن، همه كودكان از مادرشان می‌پرسند: <مامان تو كی می‌میری؟>
بهترین جوابی كه كودك را آرام می‌كند، این است: <خیلی سال دیگه وقتی زندگیم تموم می‌شد.>
ترس از گم شدن
در این سن كودك، كم‌كم به آسیب‌پذیری و ناتوانی خود در اداره ‌كردن زندگی‌اش پی می‌برد. می‌خواهد جهان را بكاود و ناشناخته‌ها را دریابد و در عین حال، حس می‌كند به كمك دیگران نیازدارد.
به كودكتان یاد دهید اسم، فامیل و سنش را كاملا واضح حفظ كند. به او بگویید، اگر گم شده چه باید بكند. تاكید كنید، سر جایش بایستد و تكان نخورد و هرگز با یك عابر پیاده غریبه جایی نرود.
از شش تا 12 سالگی
* نگاه دیگران
كودك، در این سن، از سرزنش‌ها گریزان است. دوست‌ها برایش نقش مهمی ایفا می‌كنند. كنار گذاشته شدن از یك گروه و ناكارآمد فرض شدن برایش مضطرب‌كننده است. دوستانش را به خانه دعوت كنید و وقایع را زیرنظر بگیرید. اجازه ندهید كودكتان از میان یك گروه، كنار گذاشته شود. درصورت مشاهده چنین اتفاقی، دخالت كنید. در صورتی كه از غذاخوردن یا بازی‌كردن، بدش می‌آید، نسبت به عكس‌العمل‌هایش، هنگام بودن با دیگر بچه‌ها توجه كنید. كودك در این سن، بسیاری از ناراحتی‌ها و دردهایش را بروز نمی‌دهد.
* حرف‌زدن در میان عامه مردم
كودك می‌ترسد مورد قضاوت قرار گیرد. ترس از حرف‌زدن در میان جمع، از همان سال‌های اول مدرسه خود را نشان می‌دهد. در این میان آموزگار نقش مهمی در از بین بردن این ترس یا ثابت ماندن آن در شخصیت كودك ایفا می‌كند.
كودكتان را مجبور كنید با مردم حرف بزند. از او بخواهید آخرین داستانی را كه خوانده برای مادربزرگ، عمه یا خاله‌اش تعریف كند.
پول نان را او به نانوا بدهد. حتی می‌توانید كودكتان را در كلاس تئاتر یا موسیقی و آواز ثبت نام كنید.
پس از 12 سالگی

* خداحافظ ترس‌های كودكی!
از این سن به بعد، بزرگ‌ترین ترس‌های دوران كودكی، كم‌كم فراموش می‌شوند و در عوض جای خود را به آشفتگی‌های دوران نوجوانی به‌ویژه ناراحتی‌های مربوط به بدن می‌دهند (من زشتم، خیلی لاغرم، خیلی چاقم، دماغم درازه و....)
این سن، سن تعارضات است سنی سخت و نگران‌كننده. دورانی كه فرزندمان از كودكی فاصله می‌گیرد تا كم‌كم به دنیای بزرگ‌تر و ترس‌هایشا قدم بگذارد!‌
آیا کابوس ها و ترس های دوران کودکی طبیعی است یا خیر؟
كودكی سنی است كه مغز در آن به بی‌نظمی و به هم ریختگی دچار می‌شود و در نتیجه، كودك مدام كابوس می‌بینید. البته در صورتی كه كودك كابوس‌های متفاوت و پراكنده می‌بیند جای نگرانی نیست، ولی در صورتی كه یك كابوس هر روز برایش تكرار شود، كودك بیماریی دارد كه باید منشا آن را جست و جو كرد. بهترین راه این است كه از كودك بخواهید كابوس خود را نقاشی كند و داستان آن را برایتان تعریف كند. اگر چیزی معنی نداشت، سعی نكنید بی‌جهت به آن معنی ببخشید. در صورتی كه كابوس‌ها مدام تكرار شدند حتما با یك روانشناس كودك مشاوره كنید.
علل کابوس هاي شبانه در خواب کودکان
به طور تقريبي مي شود گفت کمتر کودکي است که خواب ترسناک نديده و از خواب بلند نشده باشد.
در اين موارد نمي توان کاري کرد که کابوس ديدن کودک حذف شود اما با انجام کارهايي نظير فراهم کردن فضايي آرام، اطمينان بخشي به کودک و محبت مي شود تا حدودي به کم شدن آن کمک کرد.
يک روان شناس با اشاره به اين که کابوس ها قابل پيشگيري نيست به خبرنگار ما گفت: با وجود غير قابل پيشگيري بودن کابوس ها والدين مي توانند زمينه يک استراحت آرام شبانه را براي فرزندان شان فراهم کنند.«عاطفه افشاري» با بيان اين که اطمينان دادن والدين به کودک آرامش ذهن را به او برمي گرداند، افزود: کمک به کودکان براي غلبه بر ترس هاي کودکي به آن ها اين امکان را مي دهد تا بر آن چه که به نظرشان ترسناک است، پيروز شوند.به گفته وي، خواب ها که کابوس نيز جزئي از آن است يکي از موقعيت هايي است که از طريق آن کودکان افکار و احساسات خود را در برخورد با آن پردازش مي کنند و نگراني هايي در اين رابطه برايشان ايجاد مي شود.
چگونه کابوس ايجاد مي شود
وي اظهار داشت: بيشتر اوقات کابوس ها بدون هيچ دليل خاصي روي مي دهد اما در برخي مواقع دليل کابوس ديدن کودک، استرس است.
وي ادامه داد: اتفاقات و موقعيت هايي مانند رفتن به مدرسه جديد، تغيير محل زندگي، تولد خواهر يا برادر يا مشکلات خانوادگي که براي کودک ناراحت کننده است نيز مي تواند باعث شود کودک خواب بد ببيند.وي تصريح کرد: گاهي اوقات کابوس به عنوان بخشي از واکنش کودک به آسيب هاي روحي مثل بلاياي طبيعي، تصادف و ... اتفاق مي افتد و براي برخي کودکان به ويژه آنان که قوه تخيل قوي دارند خواندن کتاب ها يا ديدن فيلم هاي ترسناک قبل از خواب زمينه را براي ديدن کابوس ايجاد مي کند.وي با بيان اين که کابوس هاي شبانه کودکان نمايانگر چيزي است که کودک در آن سن تجربه مي کند، افزود: شخصيت هاي اين کابوس ها مي تواند غول ها، ديوها، مردان شرور، موجودات تخيلي يا افراد، مکان ها و اتفاقات آشنا باشد.وي گفت: کودکان ممکن است کابوس دزديده شدن، گم شدن، تعقيب يا تنبيه شدن را ببينند اما بعضي وقت ها کابوس هاي آنان با کمي تغيير قسمت هايي از اتفاقات روزمره را منعکس مي کنند که با ترس همراه است و در اين صورت است که کودک نمي تواند همه جزئيات خواب خود را به ياد آورد و فقط بعضي از تصاوير، شخصيت ها يا موقعيت هاي آن را توضيح مي دهد.
کودک بايد برنامه خواب داشته باشد
اين روان شناس اظهار داشت: والدين نمي توانند از کابوس ديدن فرزندانشان جلوگيري کنند اما مي توانند به آنان کمک کنند که شب ها خوب و آرام بخوابند به عنوان مثال بايد به کودکان کمک کرد تا زمان مشخصي را براي خوابيدن و بيدار شدن رعايت کنند.به گفته وي، کودکان بايد برنامه خواب داشته باشند تا وقتي مي خوابند احساس امنيت و آرامش داشته باشند که اين برنامه مي تواند حمام گرفتن قبل از خواب، کتاب خواندن يا يک گفت وگوي کوتاه باوالدين درباره اتفاقات آن روز باشد.وي گفت: داشتن تخت خوابي گرم و نرم، محل خواب آرام و مطمئن يا وجود يک اسباب بازي مورد علاقه و يک نور کم مي تواند به آرام خوابيدن کودکان کمک مي کند.به گفته وي، کودکاني که دچار کابوس مي شوند نبايد قبل از خواب فيلم هاي ترسناک ببينند يا داستان هاي وحشتناک مطالعه کنند.وي با تاکيد بر اين که بايد به کودکان فهماند که کابوس واقعي نيست و فقط خواب و روياست و آزاري به آن ها نمي رساند، اظهار داشت: براي کمک به کودکاني که دچار کابوس مي شوند والدين بايد به آنان اطمينان دهند که در کنارشان هستند.وي گفت: وجود آرامش بخش والدين به کودک کمک مي کند که پس از ديدن کابوس و از خواب پريدن احساس امنيت کند.
توصيه هايي براي والدين
وي افزود: والدين بايد به فرزندان يادآور شوند که همه آدم ها خواب مي بينند و بعضي وقت ها اين خواب ها ترسناک و ناراحت کننده مي شود اما خيلي واقعي به نظر مي رسد و به همين دليل کاملا طبيعي است که از آن ها بترسيم.به گفته وي، در مورد بچه هايي که هنوز مدرسه نمي روند يا در پايه اول يا دوم دبستان درس مي خوانند و تخيل خيلي قوي آنان باعث ديدن کابوس هاي شبانه مي شود استفاده از قدرت جادويي عشق و حمايت در کاهش ترس و نگراني آن ها موثر است.وي افزود: به عنوان مثال وانمود کنيد که با اسپري هاي مخصوص ديوکش، همه ديوهايي که در خواب کودکتان بوده را از بين برده ايد يا کمد لباس کودک و زير تختش را مورد بازديد قرار و به او اطمينان دهيد که همه موجودات ترسناک از بين رفته اند و همه چيز آرام است.وي در ادامه گفت: روشن کردن چراغ خواب، آوردن اسباب بازي مورد علاقه کودک و پخش يک موسيقي آرام به کودکي که به علت ديدن کابوس از خواب پريده است کمک مي کند.وي تصريح کرد: والدين بايد شنونده هاي خوبي باشند و لازم نيست که خيلي درباره کابوسي که کودک ديده است حرف بزنند فقط به او کمک کنند احساس آرامش، حمايت و امنيت کند و براي برگشتن به خواب آماده شود.وي افزود: روز بعد که کودک از خواب بيدار شود مي تواند کاملا در مورد خوابي که شب قبل ديده است صحبت کند يا حتي درباره آن خواب نقاشي بکشد.وي با اشاره به اين که براي بيشتر بچه ها کابوس فقط گاهي اوقات اتفاق مي افتد و جاي نگراني نيست، گفت: اين کودکان فقط به کمي آرامش و اطمينان والدين نياز دارند اما اگر کابوس ها آن قدر زياد شود که اجازه خواب راحت را به کودک ندهد يا مشکلات رفتاري و احساسي براي او ايجاد کند مراجعه به پزشک متخصص ضروري است.
ترس های شبانه در کودکان و راه مقابله با آن
چرا ترس های گوناگونی در وقت خواب به سراغ بچه ی من می آید؟ چه کار کنم تا کودکم بتواند به ترس های شبانه ی خود فائق آید؟ چه طور می توانم بفهمم که ترس های شبانه ی کودکم غیرطبیعی است؟ ترس های وقت خواب (ترس های شبانه) از تاریکی، هیولا ی زیر پتو و تنها خوابیدن در سنین پیش از دبستان و سال های آغازین پس از آن معمول هستند. این ها سال هایی هستند که درآن قدرت تخیل کودک شما به طرز فوق العاده ای گسترش پیدا میکند، این به آن معنی است که او می تواند چیزهای جدید و ترسناکی را در تصور خود بگنجاند که از آن ها واهمه دارد. بخش قابل توجهی از روز او غوطه ور در بازی های تخیلی همراه با انواع اژدها، دایناسور و آدم بدها(قهرمان های منفی) می گذرد . در هنگام خواب متوقف کردن این تخیلات و به خواب رفتن برای او مشکل می شود. به دلیل تخیلاتی که در طول روز کودک ذهن خود را با آن درگیر کرده ناگهان حتی اشیای آشنا که قبلا هر گز ترسناک نبوده اند -مثل اتاق خواب تاریک- وحشت آور به نظر می رسند. و از آن جا که کودک شما در این سن هنوز در حال آموختن تمایز بین خیال و واقعیت است احتمال وجود موجودی نامرئی در زیر پتو یا تخت برایش کاملا واقعی به نظر می رسد.
(مثلا ترس از تاریکی، ترس از هیولایی که زیر رختخواب قایم شده است و ترس از به تنهایی خوابیدن) اما اگر از دیدگاه تکاملی به آن نگاه کنیم، چیزی غیر طبیعی نیست. کودکان مدرسه ای تفاوت بین واقعیت و دنیای خیالی را تشخیص می‌دهند اما در عین حال تخیلات زنده‌ای دارند که گهگاه با آنها همراه می‌شوند. دسترسی بیشتر به برنامه های تلویزیونی، ویدیوها، کتاب و اخبار هم پیام های ترسناک بیشتری را به بچه ها منتقل می‌کند. دنیای او حالا نسبت به زمانی که کوچک‌تر بود بسیار بزرگ‌تر شده است.این مسئله روزها جذاب و سرگرم کننده است اما شب ها می‌تواند ترسناک باشد.
پاتریشیا شیت، استاد آموزش مشاوره در دانشگاه آلاباما در بیرمنگام می‌گوید «ترس‌های شبانه، ترس از تاریکی، جدا شدن از والدین، ترس از صداها و آدم بدها که کتک می زنند، مرحله ای طبیعی از رشد است که به مراتب بیشتر از آنچه والدین انتظار دارند، یعنی حداقل تا 8 یا 9 سالگی طول می‌کشد». کودکان مدرسه ای کاملاً این واقعیت را درک می‌کنند که چیزهایی در دنیا وجود دارد که می تواند به آنها آسیب برساند و والدینشان همیشه نمی‌توانند از آنها محافظت کنند. در همین سن است که ترس از این که مبادا چیز وحشتناکی برای مامان یا بابا اتفاق بیفتد، ظاهر می‌شود. کودکی که بین 5 و 8 سالگی است، ممکن است مثل یک فرد بزرگسال نتواند مرور ذهنی آن روز و پیش بینی فردا را کنار بگذارد. به طور مثال، کودکتان ممکن است به شما بگوید که از صدای ترسناکی ترسیده است اما در حقیقت ممکن است جنگ در خاور میانه که از زبان همکلاسی‌هایش شنیده است او را ترسانده باشد. کار شما تا 10 سال آینده این است که به فرزندتان کمک کنید تفاوت بین خطر واقعی (سوار ماشین یک غریبه شدن یا سیگار کشیدن) و چیزی که تهدیدی شخصی محسوب نمی‌شود (جنگی که در یک گوشه دنیا)را تشخیص دهد.
چه کمکی می‌توانم به فرزندم بکنم تا بر ترس های شبانه اش غلبه کند؟
ممکن است نتوانید به او کمک کنید تا همین الان ترس هایش را کنار بگذارد (به خاطر این که ترس‌هایش بیشتر مربوط به مرحله ای از رشد کودک است که باید طی شود) اما کارهای زیادی می‌توانید بکنید که به او کمک می‌کند با ترس‌هایش کنار بیاید و راحت تر به خواب برود. در ساعت های قبل از خواب روحیه اش را با داستان‌یا فیلم شاد کنید(حتی هری پاتر ممکن است برای کودکی که دارد دوره¬¬ی ترسناکی را پشت سر می‌گذراند، مناسب نباشد). موقع خواب یک سری کارهای آرامش بخش را انجام دهید مثلا حمام، داستانی لطیف یا چند قطعه شعر (یا 15 دقیقه به تنهایی مطالعه کردن) و آواز یا خواندن دعای شبانه با یکدیگر در کنار تخت کودکتان. یک ورد شبانه همیشگی که نقش طلسم را بازی کند و آدم های بد و افکار بد را براند، به خواب عمیق کمک می کند. یک چراغ خواب در شب هم ممکن است موجب شود که فرزندتان بیشتر احساس امنیت بکند. همچنین در اتاق خواب را نیم باز گذاشتن، روشن کردن نوار داستان یا موسیقی ملایم و تشویق کودک به این که با اسباب بازی یا پتویی که دوست دارد بخوابد (به او یاد آوری کنید که هنوز آن قدر بزرگ نشده است که این کارها مناسب او نباشد)، ممکن است مفید باشد. اگر فرزندتان خواهر برادر یا حتی حیوان خانگی دارد، موافقت با خوابیدن آنها در کنار هم می تواند باعث شود ترس‌های شبانه به همان سرعتی که ظاهر شدند ناپدید شوند.
بعضی از کودکان مدرسه ای به تجسم( visualization) و دیگر تکنیک های تمدد اعصاب به خوبی جواب می‌دهند و این زمان مناسبی است که این مهارت را به او آموزش دهید. بگویید که چشمانش را ببندد و از طریق بینی‌اش نفس عمیقی بکشد و آن را از دهانش بیرون بدهد. از او بخواهید که در خیالش به زیباترین و آرام ترین جایی که تا به حال دیده است، سفر کند. اگر یک ساحل آفتابی را در نظر دارد، تشویقش کنید تا در ذهنش شن ها را که از لای انگشتان پایش رد می شوند و آفتاب داغ را که به صورتش می‌خورد، احساس کند. به او بگویید که هر وقت بخواهد می‌تواند در خیالاتش به این محل برود، چه شب که از چیزی نگران است یا در مدرسه که به خاطر امتحان اضطراب پیدا کرده است. قبل از خاموش کردن چراغ ها، شاید در حالی که در رختخواب کودکتان را بغل می کنید، سعی کنید او را به صحبت کردن در مورد چیز هایی که در سرش می گذرد تشویق کنید. سوال هایی که جواب مشخصی ندارند مثل «امروز چطور بود عزیزم» شما را به جایی نمی برد. به جای آن چیزی شبیه به «بهترین و بدترین یا عجیب ترین قسمت امروز چی بود؟» را بپرسید. وقتی می گوید نکران است نگویید که لازم نیست نگران باشد. در عوض به آنچه که باید بگوید، گوش بدهید. حتی می توانید کمکش کنید تا نگرانی هایش را یادداشت کند. این کار بی فایده به نظر می‌رسد اما بیرون کشیدن این افکار از سرش و ریختن آنها بر روی کاغذ می تواند فشار آنها را کم کند.
از کجا بدانم که ترس های شبانه کودکم غیر طبیعی است یا خیر؟
اگر هر کاری که از دستتان بر آمده انجام داده اید و با این وجود هنوز هم شدیداً نگران است، ممکن است که ترس هایش از از حد طبیعی گذشته و ترس مزمن( phobia )یا اضطراب در کار باشد که در این صورت لازم است از روانشناس یا مشاور کمک بگیرید. نشانه های مهم ترس مزمن عبارتند از گریه کردن مکرر که بیشتر از چند دقیقه طول بکشد و خارج شدن ترس از حالت طبیعی (از عبارت «از تاریکی می‌ترسم» به «همه چراغ ها را روشن کنید تا دزدها نتوانند ما را بکشند»). ترس های شبانه‌ی شدید یا مزمن ممکن است از یک اتفاق بد در منزل یا مدرسه ناشی شده باشند. کودکان مدرسه ای از استرس ناشی از طلاق یا مرگ یکی از اعضای خانواده، از دست دادن شغل یکی از والدین، نقل مکان به منزل جدیدو تغییر پرستار یا معلم، آگاه و در برابرشان آسیب پذیر هستند. نیازی به گفتن نیست که ترس های شبانه ممکن است در نتیجه‌ی سوء استفاده جسمی یا عاطفی هم به وجود بیایند (که در آن صورت، واقعاً ممکن است که هیولایی در اتاق کودک بوده باشد). اگر کودکتان دست به هر کاری می زند تا از مواجه با یک ترس دوری کند، اگر در رختخوابش نمی ماند و نمی تواند بخوابد و دلیل واقعی این است که ترسیده است (و نه صرفاً به این خاطر که می خواهد بیدار بماند)، ممکن است یک مشکل عاطفی اساسی داشته باشد که نیاز به رسیدگی داشته باشد. پزشک خانواده میتواند مشاور مناسبی را پیشنهاد کند. از این کمک نهایت استفاده را ببرید حتی اگر ذهنیت مثبتی نسبت به آن ندارید. افکار تازه و کمی توجه ممکن است تمام آن چیزی باشد که شما و فرزندتان نیاز دارید